محمد تقى مصطفوى
مقدمهء كتاب 2
اقليم پارس ( فارسى )
طولانى خود را كه از مدّنظر آن علم شريف گرد آورده بود ، بسفارش و دستور انجمن آثار ملى در اوراق و سطور اين مجموعه مندرج ساخته است و عكسى جامع و دورنمايى كامل از « اقليم پارس » در برابر نظر خردپژوهان دانشپرور بگسترد و اسم مطابق مسمّى شد . نويسندهء اين كتاب مستطاب ، از اين سبب در خور ستايش است كه سراسر بر مشاهدات خود تكيه فرموده و آنچه به چشم سر ديده و يا با نظر معرفت نگريسته بقلم تحقيق درآورده است . بعبارت ديگر بر مسموعات اكتفا نكرده و نامهء او مبتنى بر مطالعات موثق و معتمد است كه يا شخص مؤلّف آنها را با موشكافى و تدقيقى كه درخور يك باستانشناس ورزيده است ، روشن ساخته ؛ يا بر پايهء اخبار و اطّلاعات محكم و مستندات موثق است كه از منابع جديدهء مختلف به جدّ فراوان و جهد بىپايان جمع آورده است . مخصوصا از آن سبب كه خاك فارس در منطقهء حدوث زلزله واقع شده و هواى آن مرطوب و آب آن فراوان است ، و همچنين بواسطهء تزاحمات و انقلابات سياسى در طول قرون و اعصار ، آثار و ابنيهء آن ديار بيشتر از ديگر نواحى ايران محلّ دستبرد زوال و فنا واقع شده است . خدمتى كه مؤلّف كتاب « اقليم پارس » كرده در آن است كه آنچه از گزند زلازل و آفات و آسيب حوادث و بليّات محفوظ و بجامانده بدقيقترين وصفى و با روشنترين بيانى ثبت كرده و براى اعقاب و آيندگان سندى متقن و مرجعى محكم فراهم فرموده است . نسبت به نقل كلمات ديگران منتهاى صداقت و امانت شخص مؤلّف از آنجا مشهود است كه منابع و مراجع را باسم و رسم ذكر كرده است و حقّ هيچكس را ضايع نگذاشته و از هركس كه اندك مايهيى يارى و همكارى در اين مشروع شريف مشاهده كرده است ، بنهايت امانت ، بلكه بيشتر از حدّ لازم ، منظور داشته و تقديم شكر و سپاس كرده است . كتاب او نه فقط محدود بحقايق محض و مطالب خالص علمى است . بلكه با روشى ساده و روشن و سبك انشائى دلپذير و روان ، بطورى كه خواننده را لذّت